ترس یا چندش

جند وقت پیش خواهرزاده ام(هانی) با شوهرش(مُری) اومده بودن خونه ی ما و تصمیم گرفتن که شب بخوابن. آخر شب من و هانی رفتیم تو اتاق و بوبو و مُری هم تو هال داشتن تلویزیون میدیدن. منو هانی تو عالم خواب و بیدار بودیم که یه صدای جیغ شنیدیم. رفتیم تو هال دیدیم که تو تا خرس گنده هر کدوم یه نقطه سنگر گرفتن.

نگو یه پروانه( از اون پروانه زشت چاقا که رنگی هم نیستن) اومده سمت اینا و اینا هم پا گذاشتن به فرار.

هر جور با خودشون فکر کردن دیدن که نمتونن بکشنش. گفتن گناه داره ولی من که میدونستم از ترسشونه. خلاصه در تراس رو باز کردن که بره بیرون ، اونم خنگ کرده بود و تکون نمیخورد. بوبو رفته بود پشت پرده تراس قایم شده بود و به من میگفت برو سمتش که بیاد این طرف . میگفتم چرا خودت نمیری میگفت: آخه من چندشم میشه ، من پرده رو نگه داشتم.

بالاخره پروانه رو از خونه بیرون کردیم ولی آخرش هم ما فرق ترس با چندش رو نفهمیدیم. آخه هر حیوونی که میاد تو خونه بوبو نمیکشدش میگه نمیترسم ولی چندشم میشه.

/ 51 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هومن

خوبی........................[گل]

هومن

[گل]...................آره میان

هومن

خب .............گلم خوبی.....................[گل][گل][گل]

هومن

عشق من ، منو صدا کن منو از خودم رها کن توو اجاق مرده ي دل آتشي تازه به پا کن تو منو از نو بنا کن عشق من ، منو صدا کن قصه مو بي انتها کن روبروت آيينه بگذار ابديتي بنا کن عشق من ، منو صدا کن قصه ي نگفته ام من تو بيا روايتم کن عشق من ، مرمّتم کن از عذابم راحتم کن اي صداي تو نهايت راهيه نهايتم کن عشق من ، منو صدا کن تو منو از نو بنا کن رهسپاره قصه ها کن تو به خاکستر نگاه کن آتشي تازه به پا کن اي بهارم ، انتظارم من زمين بي بهارم شوره زار انتظارم شوره زارم ، انتظارم چهره ي شکسته دارم روح و جسم خسته دارم به در ويرانه ي دل بغض قفل بسته دارم عشق من ، منو صدا کن منو از خودم رها کن توو اجاق مرده ي دل آتشي تازه به پا کن تو منو از نو بنا کن عشق من ، منو صدا کن قصه مو بي انتها کن روبروت آيينه بگذار ابديتي بنا کن عشق من ، منو صدا کن . . .

هومن

عشق من ، منو صدا کن منو از خودم رها کن توو اجاق مرده ي دل آتشي تازه به پا کن تو منو از نو بنا کن عشق من ، منو صدا کن قصه مو بي انتها کن روبروت آيينه بگذار ابديتي بنا کن عشق من ، منو صدا کن قصه ي نگفته ام من تو بيا روايتم کن عشق من ، مرمّتم کن از عذابم راحتم کن اي صداي تو نهايت راهيه نهايتم کن عشق من ، منو صدا کن تو منو از نو بنا کن رهسپاره قصه ها کن تو به خاکستر نگاه کن آتشي تازه به پا کن اي بهارم ، انتظارم من زمين بي بهارم شوره زار انتظارم شوره زارم ، انتظارم چهره ي شکسته دارم روح و جسم خسته دارم به در ويرانه ي دل بغض قفل بسته دارم عشق من ، منو صدا کن منو از خودم رها کن توو اجاق مرده ي دل آتشي تازه به پا کن تو منو از نو بنا کن عشق من ، منو صدا کن قصه مو بي انتها کن روبروت آيينه بگذار ابديتي بنا کن عشق من ، منو صدا کن . . .

حمیدرضا

سلام..خسته نباشین..صبحتون بخیر[گل][لبخند]