کادو

آخرهای فروردین تولد بوبو جان بود و من با خودم کلی درگیر بودم که برای تولدش چی بخرم. سر قیمت هم یه کم با خودم مشکل داشتم. نمیدونم چرا حس بدجنسیم گل کرده بود دلم نمیخواست چیز گرون بخرم و در ضمن دوست نداشتم که تکراری هم باشه. از خرید لباس هم واسه تولد خوشم نمیاد. ولی با خودم گفتم تنها چیزی که با 30 یا 40 تومن شاید بتونم بخرم تی شرته. روزی که میخواستم برم خرید نظرم عوض شد و از تی شرت رسید به گوشی همراه. آخه بوبو جان یه گوشی داغون داشت. واسه همین گفتم میرم با همین قیمت یه گوشی مدل پایین میخرم.

توی مغازه قیمت رو گفتیم و آقا آورد و ما خوشمون نیومد و هی قیمت رو بردیم بالا. بالاخره با یه گوشی 200 تومنی برگشتیم خونه.

وقتی رسیدم و کادو رو بهش دادم کلی بیچاره ذوق مرگ شد. ولی چه فایده که این ذوق مرگی چند روز بیشتر دووم نیاورد .آخه گوشی رو ازش زدن.

حالا دوباره همون گوشی داغون دستشه. تازه بگین مقصر این وسط کی شد؟

حدس نمیزنید؟ خوب معلومه دیگه. من شدم.

آخه بوبو وقتی گوشی رو خریدیم گفت بیا گوشیهامون رو عوض کنیم و این گوشی نو دست تو باشه ولی من چون خیلی گوشی خودم رو دوست دارم زیر بار نرفتم. حالا آقا میگه اگه گوشی رو با من عوض کرده بودی ، گوشی من بود.

 

   + مستان - ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱۱