حزب باد

علاقه ی یکی از دوستان وبی به فوتبال منو یاد چندین سال قبل انداخت وقتی که ١١،١٢سالم بیشتر نبود.

اگه یادتون باشه قدیمترها علاقه مندان به استقلال یا پرسپولیس خیلی آتیشی بودن.(البته شاید الان هم باشن ولی لااقل من دیگه تو اطرافیانم کسی رو نمیبینم).

یه بار مسایقه استقلال پرسپولیس میخواست پخش بشه و در خانواده ی ما بیشتر طرفدار استقلال و کمتر پرسپولیسی بودن.من هم طرفدار حزب باد بودم. خواهرزاده ی من استقلالی نافرم بود. بازی شروع شد. اینا داشتن خودشون رو ... میدادن. منم چون حزب بادی بودم، توپ دست هر تیمی میرفت با صدای بلند طرفداری همون تیم رو میکردم.

بازی تموم شد و تیم استقلال باخت. من هم که شادی میکردم واسه بردن تیم پرسپولیس.هورا

جای شما خالی در یک چشم به هم زدن ،خواهرزاده ی اینجانب همچون یک شیر به من حمله ور شد و تا جا داشتم منو زد و بعد هم نشست یه فصل گریه کرد.

من با وجودی که کتک خورده بودم ولی لبخند رضایت رو لبام بود چون موفق شده بودم لجش رو در بیارم. شیطاننیشخند

ولی واسم درس عبرتی هم شد که دیگه حزب بادی نباشم.

   + مستان - ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٦